عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 195غزل شمارهٔ 195شاعر: عطاروزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیہ: اننمیبردصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںهرچه نشان کنی تویی، راه نشان نمیبردوآنچه نشانپذیر نی، این سخن آن نمیبرد22نقل کریںگفت زبان ز سر بنه خاک بباش و سر بنهزانک ز لطف این سخن، گفت زبان نمیبرد33نقل کریںدر دل مرد جوهری است از دوجهان برون شدهپی چو بکردهاند گم کس پی آن نمیبرد44نقل کریںماه رخا رخ تو را پی نبرد به هیچ رویهر که به ذوق نیستی راه به جان نمیبرد55نقل کریںزنده بمردم از غمت خام بسوختم ز توتا به کی این فغان برم نیز فغان نمیبرد66نقل کریںیک سر موی ازین سخن ، باز نیابد آن کسیکو بدر تو عقل را موی کشان نمیبرد77نقل کریںآنچه فرید یافتست از ره عشق ساعتیهیچ کسی به عمر خود با سر آن نمیبرد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدرد من از عشق تو درمان نبردزانکه دلم خون شد و فرمان نبردعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 194اگلی نظمدم عیسی است که با باد سحر میگذردوآب خضر است که بر روی خضر میگذردعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 196◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدرد من از عشق تو درمان نبردزانکه دلم خون شد و فرمان نبردعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 194
اگلی نظمدم عیسی است که با باد سحر میگذردوآب خضر است که بر روی خضر میگذردعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 196