عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 22غزل شمارهٔ 22شاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: ربسوختہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںعشق جانان همچو شمعم از قدم تا سر بسوختمرغ جان را نیز چون پروانه بال و پر بسوخت2نقل کریںعشقش آتش بود کردم مجمرش از دل چو عودآتش سوزنده بر هم عود و هم مجمر بسوخت3نقل کریںزآتش رویش چو یک اخگر به صحرا اوفتادهر دو عالم همچو خاشاکی از آن اخگر بسوخت4نقل کریںخواستم تا پیش جانان پیشکش جان آورمپیش دستی کرد عشق و جانم اندر بر بسوخت5نقل کریںنیست از خشک و ترم در دست جز خاکستریکاتش غیرت درآمد خشک و تر یکسر بسوخت6نقل کریںدادم آن خاکستر آخر بر سر کویش به بادبرق استغنا بجست از غیب و خاکستر بسوخت7نقل کریںگفتم اکنون ذرهای دیگر بمانم گفت باشذرهٔ دیگر چه باشد ذرهای دیگر بسوخت8نقل کریںچون رسید این جایگه عطار نه هست و نه نیستکفر و ایمانش نماند و مؤمن و کافر بسوخت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمتا به عمدا ز رخ نقاب انداختخاک در چشم آفتاب انداختعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 21اگلی نظمآههای آتشینم پردههای شب بسوختبر دل آمد وز تف دل هم زبان هم لب بسوختعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 23زمینہم وزن و قافیہ نظمیںبر فلک دوش از خروش من دل اختر بسوختشعله آهم چو پروانه ملک را پر بسوختجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 209آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبفرید حامدآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمآههای آتشینم پردههای شب بسوختبر دل آمد وز تف دل هم زبان هم لب بسوختعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 23
بر فلک دوش از خروش من دل اختر بسوختشعله آهم چو پروانه ملک را پر بسوختجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 209