عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 129غزل شمارهٔ 129شاعر: عطاروزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: انیافتصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںتا گل از ابر آب حیوان یافتگرد خود صد هزار دستان یافت22نقل کریںزره ابر گشت پیکان بازجوشن آب زخم پیکان یافت33نقل کریںگل خندان چو برفکند نقابابر را زار زار گریان یافت44نقل کریںچون صبا چاک کرد دامن گلنافهٔ مشک در گریبان یافت55نقل کریںای نگاری که هر که دید رختاز رخ جانفزای تو جان یافت66نقل کریںبه دل و جان تو را که جان و دلیهر که فرمان ببرد فرمان یافت77نقل کریںمی گلرنگ خور به موسم گلکه گل تازهروی باران یافت88نقل کریںمیخور و شاد زی که خوشتر ازینیک نفس در دو کون نتوان یافت99نقل کریںمی به عطار ده به سرخی لعلکه زمی جان چو در درخشان یافت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمتا دل من راه جانان بازیافتگوهری در پردهٔ جان بازیافتعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 128اگلی نظمتا دل ز کمال تو نشان یافتجان عشق تو در میان جان یافتعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 130◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور