صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 93

غزل شمارهٔ 93

شاعر: عطار

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

قافیہ: انهاست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

صداکاران: عندلیب، فرید حامد
Toggle stanza 1
11
بت ترسای من مست شبانه است
چه شور است این کزان بت در زمانه است
22
سر زلفش نگر کاندر دو عالم
ز هر موییش جویی خون روانه است
33
دل من صاف دین در راه او باخت
که این دل مست دردی مغانه است
44
چو عقلم مات شد بر نطع عشقش
چه بازم چون نه بازی و نه خانه است
55
دل بیمار را در عشق آن بت
شفا از نعره‌های عاشقانه است
66
درآمد دوش و گفت ای غرهٔ خود
دلت غمگین و نفست شادمانه است
77
به بوی دانه مرغت مانده در دام
چه مرغی آنکه عرشش آشیانه است
88
بدو گفتند چون در دام ماندی
بخور دانه که غم خوردن فسانه است
99
به زاری مرغ گفتا ای عزیزان
به دام اندر که را پروای دانه است
1010
کز آنگاهی که خورد آن دانه آدم
به دام افتاده سر بر آستانه است
1111
عزیزا کار تو بس مشکل افتاد
چه گویم چون زبانم پر زبانه است
1212
ببین کایینهٔ کونین عالم
جمال بی نشانی را نشانه است
1313
نگاهی می‌کند در آینه یار
که او خود عاشق خود جاودانه است
1414
به خود می‌بازد از خود عشق با خود
خیال آب و گل در ره بهانه است
1515
اگر احول نباشی زود ببینی
که کلی هر دو عالم یک یگانه است
1616
تو هرجایی از آن می بازمانی
که راهی دور و بحری بی‌کرانه است
1717
بر آن ایوان کز اینجا رفت این حرف
دو عالم ، همچو نقشِ آسمانه است
1818
دل عطار از روز ازل باز
ز صاف عشق مخمور شبانه است
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

شیر در کار عشق مسکین است

عشق را بین که با چه تمکین است

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 92

اگلی نظم

هر که درین دیرخانه مرد یگانه است

تا به دم صور مست درد مغانه است

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 94

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

به چشم من فلک یک چشمخانه است

که انسان مردمک، نور آن یگانه است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2240

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00