عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 41غزل شمارهٔ 41شاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: ویتوستصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںقبلهٔ ذرات عالم روی توستکعبهٔ اولاد آدم کوی توست2نقل کریںمیل خلق هر دو عالم تا ابدگر شناسند و اگر نی سوی توست3نقل کریںچون به جز تو دوست نتوان داشتندوستی دیگران بر بوی توست4نقل کریںهر پریشانی که در هر دو جهانهست و خواهد بود از یک موی توست5نقل کریںهر کجا در هر دو عالم فتنهای استترکتاز طرهٔ هندوی توست6نقل کریںپهلوانان درت بس بیدلنددل ندارد هر که در پهلوی توست7نقل کریںنیست پنهان آنکه از من دل ربودهست همچون آفتاب آن روی توست8نقل کریںعقل چون طفل ره عشق تو بودشیرخوار از لعل پر لؤلؤی توست9نقل کریںتیربارانی که چشمت میکندبر دلم پیوسته از ابروی توست10نقل کریںگفتم ابرویت اگر طاقم فکنداین گناه نرگس جادوی توست11نقل کریںگفتم ای عاقل برو چون تیر راستکین کمان هرگز نه بر بازوی توست12نقل کریںاین همه عطار دور از روی تودرد از آن دارد که بی داروی توست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمعقل مست لعل جان افزای توستدل غلام نرگس رعنای توستعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 40اگلی نظمآنکه چندین نقش ازو برخاسته استیارب او در پرده چون آراسته استعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 42آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبفرید حامدآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمآنکه چندین نقش ازو برخاسته استیارب او در پرده چون آراسته استعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 42