عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 375غزل شمارهٔ 375شاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: نگیپدیدصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںتا خطت آمد به شبرنگی پدیدفتنه شد از چند فرسنگی پدید2نقل کریںچون ز تنگت نیست رایج یک شکرجان کجا آید ز دلتنگی پدید3نقل کریںپیش خورشید رخت چون ذرهایعقل ناید از سبک سنگی پدید4نقل کریںدر زمستان روی چون گل جلوه کنتا کند بلبل خوش آهنگی پدید5نقل کریںخون من خوردست چشم شنگ توچشم تو تا کی کند شنگی پدید6نقل کریںبی تو عمری صبر کردم وین زماناسب صبرم میکند لنگی پدید7نقل کریںمیکشم خواری رنگارنگ توآخر آید بو که یک رنگی پدید8نقل کریںطفلکیام هندوی وصلت مکنهجر را بر صورت زنگی پدید9نقل کریںگر شود عطار خاکت آفتاببر درش آید به سرهنگی پدید◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمواقعهٔ عشق را نیست نشانی پدیدواقعهای مشکل است بسته دری بی کلیدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 374اگلی نظمدر ره عشق تو پایان کس ندیدراه بس دور است و پیشان کس ندیدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 376آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمواقعهٔ عشق را نیست نشانی پدیدواقعهای مشکل است بسته دری بی کلیدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 374
اگلی نظمدر ره عشق تو پایان کس ندیدراه بس دور است و پیشان کس ندیدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 376