عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 616غزل شمارهٔ 616شاعر: عطاروزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)قافیہ: اییبباشیمصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںبیا تا رند هر جایی بباشیمسر غوغا و رسوایی بباشیم22نقل کریںنمیترسی که همچون خود نمایاناسیر بند خودرایی بباشیم؟33نقل کریںاگر در جمع قرایان نشینیمز سر تا پای قرایی بباشیم44نقل کریںبیا تا در تماشای خراباتچو رندانِ تماشایی بباشیم55نقل کریںچو عقل ما عقیله است آن نکوترکه عاشقوار، سودایی بباشیم66نقل کریںچو در دریای بی پایان فتادیمهمان بهتر که دریایی بباشیم77نقل کریںچو صحرا گشت بر ما آن چه بایستبرون کون صحرایی بباشیم88نقل کریںچو پیدا نیست جای ما چو عطارهمه جایی، همه جایی بباشیم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبر هرچه که دل نهاده باشیمدر مشرکی اوفتاده باشیمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 615اگلی نظمساقیا خیز که تا رخت به خمار کشیمتائبان را به شرابی دو سه در کار کشیمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 617◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمساقیا خیز که تا رخت به خمار کشیمتائبان را به شرابی دو سه در کار کشیمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 617