عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 617غزل شمارهٔ 617شاعر: عطاروزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: ارکشیمصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںساقیا خیز که تا رخت به خمار کشیمتائبان را به شرابی دو سه در کار کشیم22نقل کریںزاهد خانهنشین را به یکی کوزه درداوفتان خیزان از خانه به بازار کشیم33نقل کریںهوست هست که صافی دل و صوفی گردیخیز تا پیش مغان دردی خمار کشیم44نقل کریںهر که را در ره اسلام قدم ثابت نیستبه یکی جرعه میش در صف کفار کشیم55نقل کریںهر که دعوی اناالحق کند و حق گویدانا گویان خودی را به سر دار کشیم66نقل کریںچند داریم نهان زیر مرقع زناروقت نامد که خط اندر خط زنار کشیم77نقل کریںهیچکس را ندهد دنیی و دین دست بهمهرکه گوید که دهد، خنجر انکار کشیم88نقل کریںگر تو دین میطلبی از سر دنیی برخیزکه ز دین بار نیابیم مگر بار کشیم99نقل کریںگر ازین شاخ گل وصل طمع میداریماندرین راه غم عشق چو عطار کشیم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبیا تا رند هر جایی بباشیمسر غوغا و رسوایی بباشیمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 616اگلی نظماکنون که نشانهٔ ملامیموانگشت نمای خاص و عامیمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 618◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور