عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 207غزل شمارهٔ 207شاعر: عطاروزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)قافیہ: انکردصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںهر که را عشق تو سرگردان کردهرگزش چارهٔ آن نتوان کرد22نقل کریںچارهٔ عشق تو بیچارگی استهر که بیچاره نشد تاوان کرد33نقل کریںسر به فرمان بنهد خورشیدشهر که یک ذره تو را فرمان کرد44نقل کریںچون به زیبایی آن داری تواین چنین عاشق زارم آن کرد55نقل کریںچشم خونریز تو از غمزهٔ تیزچشم این سوخته خونافشان کرد66نقل کریںچه کنی قصد به خونم که دلمخویش را پیش رخت قربان کرد77نقل کریںجان عطار تو خود میدانیکه هوایت ز میان جان کرد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمزلف تو مرا بند دل و غارت جان کردعشق تو مرا رانده به گرد دو جهان کردعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 206اگلی نظمعزم خرابات بیفنا نتوان کرددست به یک درد بی صفا نتوان کردعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 208◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمزلف تو مرا بند دل و غارت جان کردعشق تو مرا رانده به گرد دو جهان کردعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 206
اگلی نظمعزم خرابات بیفنا نتوان کرددست به یک درد بی صفا نتوان کردعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 208