عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 16غزل شمارهٔ 16شاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: انیباشدتصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںتا درین زندان فانی زندگانی باشدتکنج عزلت گیر تا گنج معانی باشدت22نقل کریںاین جهان را ترک کن تا چون گذشتی زین جهاناین جهانت گر نباشد آن جهانی باشدت33نقل کریںکام و ناکام این زمان در کام خود درهم شکنتا به کام خویش فردا کامرانی باشدت44نقل کریںروزکی چندی چو مردان صبر کن در رنج و غمتا که بعداز رنج گنج شایگانی باشدت55نقل کریںروی خود را زعفرانی کن به بیداری شبتا به روز حشر روی ارغوانی باشدت66نقل کریںگر به ترک عالم فانی بگویی مردوارعالم باقی و ذوق جاودانی باشدت77نقل کریںصبحدم درهای دولتخانهها بگشادهاندعرضه کن گر آن زمان راز نهانی باشدت88نقل کریںتا کی از بی حاصلی ای پیرمرد بچه طبعدر هوای نفس مستی و گرانی باشدت99نقل کریںاز تن تو کی شود این نفس سگ سیرت برونتا به صورت خانهٔ تن استخوانی باشدت1010نقل کریںگر توانی کشت این سگ را به شمشیر ادبزان پس ار تو دولتی جویی نشانی باشدت1111نقل کریںگر بمیری در میان زندگی عطاروارچون درآید مرگ عین زندگانی باشدت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمسحرگاهی شدم سوی خراباتکه رندان را کنم دعوت به طاماتعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 15اگلی نظمزهی ماه در مهر سرو بلندتشکر در گدازش ز تشویر قندتعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 17◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبفرید حامدآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور