عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 512غزل شمارهٔ 512شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیہ: اردارمہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںمن با تو هزار کار دارمجانی ز تو بی قرار دارم2نقل کریںشبهای وصال میشمردمتا حاصل روزگار دارم3نقل کریںگفتی که فراق نیز بشمرچون با گل تازه خار دارم4نقل کریںگر در سر این شود مرا جانهرگز به رخت چه کار دارم5نقل کریںتا جان دارم من نکوکارجز عشق رخت چه کار دارم6نقل کریںگفتی مگریز از غم منچون غمزهٔ غمگسار دارم7نقل کریںچون بگریزم ز یک غم توچون غم ز تو من هزار دارم8نقل کریںگفتی که بیا و دل به من دهتا دل ز تو یادگار دارم9نقل کریںای یار گزیده، دل که باشدجان نیز برای یار دارم10نقل کریںگفتی سر خویش گیر و رفتیکز دوستی تو عار دارم11نقل کریںسر بی تو مرا کجا به کاراستسر بی تو برای دار دارم12نقل کریںگفتی که کمند زلف من گیریعنی که سر شکار دارم13نقل کریںچون رفت ز دست کار عطارچون زلف تو استوار دارم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمآن در که بسته باید تا چند باز دارمکامروز وقتش آمد کان در فراز دارمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 511اگلی نظمازین کاری که من دارم نه جان دارم نه تن دارمچون من من نیستم، آخر چرا گویم که من دارمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 513زمینہم وزن و قافیہ نظمیںنه دست رسی به یار دارمنه طاقت انتظار دارمامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1302نه دسترسی به یار دارمنه طاقت انتظار دارمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 390آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمآن در که بسته باید تا چند باز دارمکامروز وقتش آمد کان در فراز دارمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 511
اگلی نظمازین کاری که من دارم نه جان دارم نه تن دارمچون من من نیستم، آخر چرا گویم که من دارمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 513