عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 361غزل شمارهٔ 361شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)قافیہ: سنمیایدصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںآن ماه برای کس نمیآیدکو با غم خویش بس نمیآید2نقل کریںدر آینه روی خویش میبینددر دام هوای کس نمیآید3نقل کریںگر تو به هوس جمال او خواهیاو در طلب و هوس نمیآید4نقل کریںجانا ره عشق چون تو معشوقیدر زیر تک فرس نمیآید5نقل کریںدر وادی بینهایت عشقشسیمرغ به یک مگس نمیآید6نقل کریںهرگز نشوی تو هم نفس کس راکانجا که تویی نفس نمیآید7نقل کریںخورشید بلند را چه کم بیشیکش سایه ز پیش و پس نمیآید8نقل کریںچون در قعر است در وصل توجز بر سر آب خس نمیآید9نقل کریںدر پای فراق تو شوم پامالچون وصل تو دسترس نمیآید10نقل کریںعطار که چینهٔ تو میچیندمرغی است که در قفس نمیآید◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمصبح از پرده به در میآیداثر آه سحر میآیدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 360اگلی نظمآن روی به جز قمر که آرایدوان لعل به جز شکر که فرسایدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 362آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور