عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 362غزل شمارهٔ 362شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)قافیہ: ایدصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںآن روی به جز قمر که آرایدوان لعل به جز شکر که فرساید22نقل کریںبس جان که ز پرده در جهان افتدچون روی ز زیر پرده بنماید33نقل کریںدر زیبایی و عالم افروزیرویی دارد چنان که میباید44نقل کریںخورشید چو روی او همی بیندمیگردد و پشت دست میخاید55نقل کریںامروز قیامتی است از خطشخطی که هزار فتنه میزاید66نقل کریںگویی ز بنفشه گلستانش رامشاطهٔ حسن میبیاراید77نقل کریںآورد خطی و دل ببرد از منجان منتظر است تا چه فرماید88نقل کریںزین بیع و شری که خط او داردجز خون جگر مرا چه بگشاید99نقل کریںالحق ز معاملان خط اودیری است که بوی مشک میآید1010نقل کریںزین گونه که خط او درآبم زدشک نیست که دوستی بیفزاید1111نقل کریںعطار اگر چنین کند سوداچه سود چو جان او نیاساید◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمآن ماه برای کس نمیآیدکو با غم خویش بس نمیآیدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 361اگلی نظمتشنه را از سراب چگشایدسایه را ز آفتاب چگشایدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 363◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور