عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 402غزل شمارهٔ 402شاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: امخورصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںساقیا گه جام ده گه جام خورگر به معنی پختهای می خام خور22نقل کریںزر بده، بستان میِ تلخ آنگهیبا بت شیرین سیماندام خور33نقل کریںگردن محکم نداری پس که گفتکز زبونی سیلی ایام خور44نقل کریںترک نام و ننگ و صلح و جنگ گیرتوبه بشکن می ستان و جام خور55نقل کریںبا فلک تندی مکن عطاروارباده بستان لیک با آرام خور◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمباد شمال میوزد، طرهٔ یاسمن نگروقت سحر ز عشق گل، بلبلِ نعرهزن نگرعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 401اگلی نظمچون پیشهٔ تو شیوه و ناز است چه تدبیرچون مایهٔ من درد و نیاز است چه تدبیرعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 403◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمباد شمال میوزد، طرهٔ یاسمن نگروقت سحر ز عشق گل، بلبلِ نعرهزن نگرعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 401
اگلی نظمچون پیشهٔ تو شیوه و ناز است چه تدبیرچون مایهٔ من درد و نیاز است چه تدبیرعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 403