عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 492غزل شمارهٔ 492شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیہ: ردمہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای عشق تو پیشوای دردموی درد تو هر زمان و هر دم2نقل کریںآیینهٔ عارضت سیه شدکز حد بگذشت آه سردم3نقل کریںیک لحظه بر من آی آخرتا کی داری ز خویش فردم4نقل کریںتا من خط سبز تو ببینمتو درنگری به روی زردم5نقل کریںگر کار دلم ز دست بگذشتتا در خطر هزار دردم6نقل کریںگو بگذر از آنکه شست زلفتدست آویز است و پایمردم7نقل کریںگفتی بگریز و ترک من گیرکاورد ز خاکی تو گردم8نقل کریںگویی من مستمند مسکینخونی کردم که آن نکردم9نقل کریںخونم به مریز از آنکه بس زودمن بی تو بسی به خون بگردم10نقل کریںخونم بخوری و نیست یک شبتا از تو هزار خون نخوردم11نقل کریںکو سوختهتر کسی ز عطاریک سوخته نیست هم نبردم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبر درد تو دل از آن نهادمکان درد برای جان نهادمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 491اگلی نظممنم آن گبر دیرینه که بتخانه بنا کردمشدم بر بام بتخانه درین عالم ندا کردمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 493زمینہم وزن و قافیہ نظمیںدانی کامروز از چه زردمای تو همه شب حریف نردمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1558من دوش به تازه عهد کردمسوگند به جان تو بخوردمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1559آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظممنم آن گبر دیرینه که بتخانه بنا کردمشدم بر بام بتخانه درین عالم ندا کردمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 493