عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 618غزل شمارهٔ 618شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیہ: امیمصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںاکنون که نشانهٔ ملامیموانگشت نمای خاص و عامیم22نقل کریںتا کی سر نام و ننگ داریمزیرا که نه مرد ننگ و نامیم33نقل کریںدر شهر ندا زنیم و گوییممعشوقهٔ خویش را غلامیم44نقل کریںهم نام به باد داده هم ننگواندر طلب نشان و نامیم55نقل کریںلیکن شب و روز در خراباتبا رود وسرود و نقل و جامیم66نقل کریںواجب نبود نگار دیدنزیرا که به کار ناتمامیم77نقل کریںدیوانه نهایم حاشللهبا عقل و هدایت تمامیم88نقل کریںنیکوست وصال یار با فالزیرا که درین چنین مقامیم99نقل کریںعطار وجود خود برون نهچون دانستی که ناتمامیم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمساقیا خیز که تا رخت به خمار کشیمتائبان را به شرابی دو سه در کار کشیمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 617اگلی نظمبیار آن جام می تا جان فشانیمنثاری بر سر جانان نشانیمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 619◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمساقیا خیز که تا رخت به خمار کشیمتائبان را به شرابی دو سه در کار کشیمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 617