عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 217غزل شمارهٔ 217شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیہ: ریبراوردصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںدل دست به کافری بر آوردوآیین قلندری بر آورد22نقل کریںقرائی و تایبی نمیخواسترندی و مقامری بر آورد33نقل کریںدین و ره ایزدی رها کردکیش بت آزری بر آورد44نقل کریںدر کنج نفاق سر فرو بردسالوس و سیه گری بر آورد55نقل کریںاز توبه و زهد توبهها کردمؤمن شد و کافری بر آورد66نقل کریںتا دردی درد بیدلان خوردصافی شد و دلبری بر آورد77نقل کریںعطار چو بحث حال خود کردتلبیس و مزوری بر آورد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچو جان و دل ز می عشق دوش جوش بر آورددلم ز دست در افتاد و جان خروش بر آوردعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 216اگلی نظمخطی سبز از زنخدان می بر آوردمرا از دل نه کز جان می بر آوردعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 218◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچو جان و دل ز می عشق دوش جوش بر آورددلم ز دست در افتاد و جان خروش بر آوردعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 216
اگلی نظمخطی سبز از زنخدان می بر آوردمرا از دل نه کز جان می بر آوردعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 218