عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 218غزل شمارهٔ 218شاعر: عطاروزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)قافیہ: انمیبراوردصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںخطی سبز از زنخدان می بر آوردمرا از دل نه کز جان می بر آورد2نقل کریںخطش خوش خوان از آن آمد که بی کلکمداد از لعل خندان می بر آورد3نقل کریںمداد اینجا چه باشد لوح سیمشز نقره خط خوشخوان می بر آورد4نقل کریںکدامین خط خطا رفت آنچه گفتممگر خار از گلستان می بر آورد5نقل کریںچنین باغی چه جای خار باشدکه از گلبرگ ریحان می بر آورد6نقل کریںچه میگویم که ریحان خادم اوستکه سنبل از نمکدان می برآورد7نقل کریںچه جای سنبل تاریکروی استکه سبزه زاب حیوان می برآورد8نقل کریںنبات اینجا چه ذوق آرد ولیکنزمرد را ز مرجان می بر آورد9نقل کریںز سبزه هیچ شیرینی نیایدنبات از شکرستان می بر آورد10نقل کریںچه سنجد در چنین موضع زمردکه مشک از ماه تابان می بر آورد11نقل کریںکه داند تا به سرسبزی خط اوچه شیرینی ز دیوان می بر آورد12نقل کریںبه خون در میکشد دامن جهانیچو او سر از گریبان می بر آورد13نقل کریںخدایا داد من بستان ز خطشکه دل از جورش افغان می بر آورد14نقل کریںجهانی خلق را مانند عطارز اسلام و ز ایمان می بر آورد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدل دست به کافری بر آوردوآیین قلندری بر آوردعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 217اگلی نظمزندهٔ عشق تو آب زندگانی کی خوردعاشق رویت غم جان و جوانی کی خوردعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 219آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمزندهٔ عشق تو آب زندگانی کی خوردعاشق رویت غم جان و جوانی کی خوردعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 219