عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 731غزل شمارهٔ 731شاعر: عطاروزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیہ: رنمودهصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںای روی تو زهر سو رویی دگر نمودهلطف تو از کفی گل گنجی گهر نموده22نقل کریںدریای در عشقت در اصل لطف پاک استاما نخست هیبت چندین خطر نموده33نقل کریںدر قرنها فلکها در راه تو شب و روزاز سر به پای رفته وز پای سر نموده44نقل کریںطاوس چرخ پیشت پروانهوار رفتهوز نور شمع رویت بی بال و پر نموده55نقل کریںاز درگه تو نوری بر جان و دل فتادهوز دل به چشم رفته نور بصر نموده66نقل کریںتو آمده به قدرت و قدرت به فعل پیدافعلت به گشت گشته چندین صور نموده77نقل کریںناگه به دست قدرت بنموده یک اشارتاین یک اشارت تو چندین اثر نموده88نقل کریںچون در دو کون کس را چشم یگانگی نیستزان صد هزار حیرت اندر نظر نموده99نقل کریںعطار کز جهانش جانی است عاشق تواز بحر سینه هر دم دری دگر نموده◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای زلف تو دام ماه افکندهره بینان را ز راه افکندهعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 730اگلی نظمای جان ما شرابی از جام تو کشیدهسرمست اوفتاده دل از جهان بریدهعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 732◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمای جان ما شرابی از جام تو کشیدهسرمست اوفتاده دل از جهان بریدهعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 732