عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 117غزل شمارهٔ 117شاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: اهنیستصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںهر دلی کز عشق تو آگاه نیستگو برو کو مرد این درگاه نیست2نقل کریںهر که را خوش نیست با اندوه توجان او از ذوق عشق آگاه نیست3نقل کریںای دل ار مرد رهی مردانه باشزانکه اندر عاشقی اکراه نیست4نقل کریںعاشقان چون حلقه بر در ماندهاندزانکه نزدیک تو کس را راه نیست5نقل کریںگرد بر گرد دلم از درد توخون گرفت و زهرهٔ یک آه نیست6نقل کریںبر سر آی از قعر چاه نفس از آنکیوسف مصریت اندر چاه نیست7نقل کریںچند جویی آب و جاه ار عاشقیعاشق اندر بند آب و جاه نیست8نقل کریںزاد راه مرد عاشق نیستی استنیست شو در راه آن دلخواه نیست9نقل کریںدر ده ای عطار تن در نیستیزانکه آنجا مرد هستی شاه نیست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمسرو چون قد خرامان تو نیستلعل چون پستهٔ خندان تو نیستعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 116اگلی نظمکیست که از عشق تو پردهٔ او پاره نیستوز قفس قالبش مرغ دل آواره نیستعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 118آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمکیست که از عشق تو پردهٔ او پاره نیستوز قفس قالبش مرغ دل آواره نیستعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 118