عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 35غزل شمارهٔ 35شاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: انماستہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںطرقوا یا عاشقان کین منزل جانان ماستزانچه وصل و هجر او هم درد و هم درمان ماست2نقل کریںراه ده ما را اگر چه مفلسان حضرتیمآیت قل یا عبادی آمده در شان ماست3نقل کریںنیستم اینجا مقیم ای دوستان بر رهگذریک دو روزه روح غیبی آمده مهمان ماست4نقل کریںعزم ره داریم نتوان بیش از این کردن درنگزانکه جلاد اجل در انتظار جان ماست5نقل کریںیا غیاث المستغیث یا اله العالمینجملهٔ شب تا سحر بر درگهش افغان ماست6نقل کریںآن چنان خلوت که ما از جان و دل بودیم دوشجبرئیل آید نگنجد در میان گر جان ماست7نقل کریںگر شما را طاعت است و زهد و تقوی و ورعباک نیست چون دوست اندر عهد و در پیمان ماست8نقل کریںتحفهٔ جنت که از بهر شما آراستندبا غم هجران او دوزخ سرابستان ماست9نقل کریںغم مخور عطار چندین از برای جسم خودزانکه بحر رحمتش در انتظار جان ماست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمراه عشق او که اکسیر بلاستمحو در محو و فنا اندر فناستعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 34اگلی نظمتا آفتاب روی تو مشکین نقاب بستجان را شب اندر آمد و دل در عذاب بستعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 36زمینہم وزن و قافیہ نظمیںمدتی شد کآتش سودای تو در جان ماستزآن تمنایی که دایم در دل ویران ماستحافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 57کوثر بیداربختی دیده گریان ماستگرده صحرای محشر سینه سوزان ماستصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 955آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبفرید حامدآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمتا آفتاب روی تو مشکین نقاب بستجان را شب اندر آمد و دل در عذاب بستعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 36