عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 36غزل شمارهٔ 36شاعر: عطاروزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: اببستصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںتا آفتاب روی تو مشکین نقاب بستجان را شب اندر آمد و دل در عذاب بست22نقل کریںترسید زلف تو که کند چشم بد اثرخورشید را ز پردهٔ مشکین نقاب بست33نقل کریںناگاه آفتاب رخت تیغ برکشیدپس تیغ تیز در تتق مشک ناب بست44نقل کریںگر چهرهٔ تو در نگشادی فتوح رامیخواست طرهٔ تو ره فتح باب بست55نقل کریںعالم که بود تیرهتر از زلف تو بسیروی تو کرد روشن و بر آفتاب بست66نقل کریںتا هست روی تو که سر آفتاب داشتتا هست آب خضر که دل در سراب بست77نقل کریںیک شعله آتش از رخ تو بر جهان فتادسیلاب عشق در دل مشتی خراب بست88نقل کریںبس در شگفت آمدهام تا مرا به حکمچشمت چگونه جست به یک غمزه خواب بست99نقل کریںدر خط شدم ز لعل لبت تا دهان تواز قفل لعل چو در در خوشاب بست1010نقل کریںجادو شنیدهام که ببندد به حکم آبوان بود نرگس تو که بر رویم آب بست1111نقل کریںنقاش صنع را همه لطف تو بود قصدبر گل نوشت نقش تو و بر گلاب بست1212نقل کریںچون خیمهٔ جمال تو از پیش برفگنداز زلف عنبرین تو بر وی طناب بست1313نقل کریںجانی که گشت خیمهنشین جمال تویکبارگی در هوس جاه و آب بست1414نقل کریںمسکین فرید کز همه عالم دلی که داشتبگسست پاک و در تو به صد اضطراب بست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمطرقوا یا عاشقان کین منزل جانان ماستزانچه وصل و هجر او هم درد و هم درمان ماستعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 35اگلی نظمتو را در ره خراباتی خراب استگر آنجا خانهای گیری صواب استعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 37◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبفرید حامدآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمطرقوا یا عاشقان کین منزل جانان ماستزانچه وصل و هجر او هم درد و هم درمان ماستعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 35
اگلی نظمتو را در ره خراباتی خراب استگر آنجا خانهای گیری صواب استعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 37