صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »بلبل نامه
  3. »بخش 26 - حکایت

بخش 26 - حکایت

شاعر: عطار

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

شنیدستم که در عهد گذشته

امیری بود والی عهد گشته

22

بسی نیک و بد عالم بدیده

ز هر دانا دلی پندی شنیده

33

پسر را گفت تا گردی تو پیروز

اگر دانا دلی پندی بیاموز

44

خردمندان بهشیاری دهند پند

نگیرد بی خرد پند از خردمند

55

مشو عاق و ببر فرمان پدر را

پدر هرگز نخواهد بد پسر را

66

پسر کو ناخلف باشد پسر نیست

پدر کو هم بدآموزد پدر نیست

77

بقای نسل را گر زن بخواهی

نگه دارد ترا از هر تباهی

88

به قول مصطفی دین در امان گیر

که کاری گر نیاید بی گمان تیر

99

پسر گفت ای پدر پند تو بند است

گزیده پند تو بیرون زچند است

1010

زنان دامند و شیطان دام را ساز

مرا در دام شیطانی مینداز

1111

تو ایمن باش و با من دل نگهدار

که من هرگز نبندم دل درین کار

1212

چو شهوت را خرد بنده نگردد

دلم هرگز پراکنده نگردد

1313

مرا پا بر سر خاری درآمد

ازین مشکل ترم کاری درآمد

1414

پدر می‌گویدم زن خواه و دل گفت

مشو جفت بلا با زن مشو جفت

1515

نمی‌دانم که را فرمان برم من

پدر را یا بترک سر کنم من

1616

پدر گفت این صفت از خود مکن دور

مشو تلخ و مشوترش و مکن شور

1717

ز سر بیرون کنی بازار و آزار

دل خود از چنین گفتار بازآر

1818

به اول سعی کن در خیر کاری

که آفتها است در تأخیر کاری

1919

به هم جمع آمدند کردند عروسی

مسلمان و مغ و گبر و مجوسی

2020

شب اول میان شوهر و زن

نهاد افسار بروی شهوت تن

2121

اگر عاقل بود زن را چو استر

به نرمی برکند افسار از سر

2222

وگر ابله بود زن را چو خرشد

به تن تیر بلا را چون سپر شد

2323

تو امشب باش تا کم زن نگردی

به بی شوئی بگرد زن نگردی

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

شنیدستم من از پیر خردمند

جوانی در مغاک کوه الوند

عطار»بلبل نامه»بخش 25 - حکایت

اگلی نظم

بیا ای باز تند و تیز پرواز

مشو غره بجاه و عزت و ناز

عطار»بلبل نامه»بخش 27 - مجادلهٔ بلبل با باز که از غرور و پندار کاری بر نیاید جز به خدمت پیر

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور