صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »بی‏سرنامه
  3. »بخش 2

بخش 2

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

درنگر ای عارف صاحب نظر

پاک مردان را جهان آمد بسر

2

ای وصالت روشنائی در جهان

ای وصالت هم عیان و هم نهان

3

ای وصالت غمگسار مفلسان

ای وصالت شمع جان بی‌کسان

4

ای وصالت رهنمای سالکان

ای وصالت درگشای طالبان

5

ای وصالت سر مشتاقان شده

ای وصالت وصل عشاقان شده

6

ای وصالت صدق صدیق آمده

ای وصالت عین تحقیق آمده

7

ای وصالت ترک تجرید آمده

ای وصالت گنج تفرید آمده

8

ای وصالت اولین و آخرین

ای وصالت باطنی و ظاهرین

9

ای وصالت وصل در بن تاخته

لاجرم در عشق جان در باخته

10

ای وصالت گشته بر ما آشکار

سالکی گشتم ز فضلت نامدار

11

ای وصالت کرد رندان مردمان

ای وصالت هست گشته در جهان

12

بار دیگر سالک حق حق شدم

سالکی رفته تمامی حق شدم

13

من خدایم من خدایم من خدا

فارغم از کبر و کینه وز هوا

14

سر بی سر نامه را پیدا کنم

عاشقان را در جهان شیدا کنم

15

گفت احمد خواند یار آن امام

انبیا و اولیا او را غلام

16

وان نموده سر اسرار قدم

آوریده در معنی از عدم

17

راه را بنموده آن بحر صفا

خواجهٔ دنیا و دین خیرالورا

18

سر حق بنمود او در سر حق

در ره حق داد مردان را سبق

19

عارفان این معرفت دریافتند

سالکان مرکب در این ره تاختند

20

طالبان در جستجوی او بدند

عالمان در گفتگوی او بدند

21

زاهدان یک شمهٔ از وی یافتند

سالها در سوختن در ساختند

22

عاشقان دیدند روی او عیان

دست‌ها شستند با ساعد زجان

23

رهبر عالم محمد(ص) آمده است

اسم او محمود(ص) احمد آمده است

24

ره از او جو گر تو مرد رهبری

تا نمانی در بلای کج روی

25

راه راه مستقیم دنیا و دین

سر حق است رحمة للعالمین

26

هر که در راه محمد راه یافت

سر حق را از دل آگاه یافت

27

احمد است اینجا احد ای مرد کار

سر حق را با تو گفتم آشکار

28

میم را بردار احمد شد احد

فهم کن معنی الله الصمد

29

هست این اسرار از جای دگر

سر این را کی شناسد گاو و خر

30

کور را از حور رخ زیبا چه سود

گرچه داند تا چه بانگ آمد چه عود

31

خودپرستی راه شیطان آمده

بت شکستن کار مردان آمده

32

راه مردان راه توحید آمده

کار ما تجرید و تفرید آمده

33

من طریق عشق احمد داشتم

تخم دین در راه احمد کاشتم

34

اسب را در راه احمد تاختم

جان خود در راه احمد یافتم

35

من شراب از جام احمد خورده‌ام

گوی را از خلق عالم برده‌ام

36

مصطفی شیخ من است در راه دین

او مرا بنموده است راه یقین

37

من نه عطارم تو عطارم همین

در ره حق راز اسرارم به بین

38

من خدایم من خدایم من خدا

فارغم از کبر و کینه وز هوا

39

سر بی سر نامه را پیدا کنم

عاشقان را در جهان شیدا کنم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

من به غیر از تو نبینم در جهان

قادرا پروردگارا جاودان

عطار»بی‏سرنامه»بخش 1

اگلی نظم

بعد از این جوهر ندیدم از صفا

من نوشتم سر بی سر نامه را

عطار»بی‏سرنامه»بخش 3

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور