صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »اسرارنامه
  3. »بخش هفدهم
  4. »بخش 5 - الحکایه و التمثیل

بخش 5 - الحکایه و التمثیل

شاعر: عطار

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

شنودم از یکی صاحب‌کرامات

که شد روزی جهودی در خرابات

2

درون می‌کده ویرانه‌ای بود

که رندان را مُقامر‌خانه‌ای بود

3

گرفته هر دو تن راه قماری

ببرده سیم و زر هر یک کناری

4

جهود اندر قمار آمد به‌یک بار

که تا در باخت آپخش بود دینار

5

سرایی داشت و باغی هر دو در‌باخت

نماندش هیچ با افلاس درساخت

6

چو شد دستش ز زر و سیم خالی

بشد یک دیده را در باخت حالی

7

چنان از هرچه بودش عور شد او

که چشمی را بباخت و کور شد او

8

بدو گفتند ای مانده چنین باز

مسلمان گرد و دین خویش درباز

9

چو بشنید این سخن بی‌دین و پر خشم

مسلمان را بزد یک مشت بر چشم

10

که هر چیزی که می‌خواهی بکن تو

مگوی از دین من با من سخن تو

11

جهودی در جهودی این چنین است

ندانم چونست او کاو اهل دین است

12

هر آن خش بود تا یک دیده درباخت

ولیکن دل ز دین خود نپرداخت

13

الا یا در مقامر خانهٔ خاک

همه چیزی چنین در باخته پاک

14

گهی روی چو مه در باختی تو

گهی زلف سیه در باختی تو

15

جوانی را و آن بالای چون تیر

درین ره باختی و آمدی پیر

16

دل پر نور خود را چشم روشن

به غفلت باختی در کنج گلخن

17

بیالودی به شهوت خویشتن را

بیالودی به غفلت جان و تن را

18

اگر وقت آمد ای مرد خرافات

سری بیرون کن از کوی خرابات

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

یکی پرسید از آن مجنون معنی

که کیست این خلق و چیست این کار دنیی

عطار»اسرارنامه»بخش هفدهم»بخش 4 - الحکایه و التمثیل

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور