صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »اسرارنامه
  3. »بخش یازدهم
  4. »بخش 1 - المقاله الحادی عشر

بخش 1 - المقاله الحادی عشر

شاعر: عطار

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

عزیزا گر شوی از خواب بیدار

خبر یابی ز شادیهای بسیار

2

اگرچه جمله در اندوه و دردیم

یقین دانم که آخر شاد گردیم

3

چو خاری هست ریحان نیز باشد

چو دردی هست درمان نیز باشد

4

اگر امروز ظاهر نیست درمان

شود ظاهر چو آید وقت فرمان

5

از آن از حد گذشت این قصه ما

که درد آمد ز قسمت حصه ما

6

جهانی را که درمانست حصه

نه حصه باشد آنجا و نه قصه

7

بدانستیم بی‌شبهت یقین ما

که خوش خواهیم بودن بعد ازین ما

8

بهر رنجی که ما اینجا کشیدیم

بهر دردی و اندوهی که دیدیم

9

یکی شادی عوض یابیم آنجا

بیا تا زود بشتابیم آنجا

10

ورای آن که ما جمله درآنیم

بلاییست این که چیزی می ندانیم

11

چرا ناخوش دلی ای مرد درویش

که بسیاری خوشی داری تو در پیش

12

زهی لذت که نقد آن جهانست

همه لذت علی الاطلاق آنست

13

از آنت گر بود یک ذره روزی

ز شوق ذره دیگر بسوزی

14

جهان جاودان خوش خوش جهانیست

که کلی این جهان زان یک نشانیست

15

همه پیغامبران را جای آنجاست

دل و دین جان و جان افزای آنجاست

16

همه روحانیان آنجا مقیم‌اند

همه حوران در آن مجلس ندیم‌اند

17

گر آنجا بایدت کز من شنیدی

همی از خود بر آنجا رسیدی

18

گر اینجا از وجود خود بمیری

هم اینجا حلقه آن در بگیری

◆

اگلی / پچھلی نظم

اگلی نظم

حکیم هند سوی شهر چین شد

به قصر شاه ترکستان زمین شد

عطار»اسرارنامه»بخش یازدهم»بخش 2 - الحکایه و التمثیل

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور