غزل شمارهٔ 212
Toggle stanza 1خویشتنداری کنید ای عاشقان! با درد عشق
11
خویشتنداری کنید ای عاشقان! با درد عشق
گر چه ما باری نهایم از عشقبازی مرد عشق
22
ما همه دعوی کنیم از عشق و عشق از ما به رنج
عاشق آن باید که از معنی بود در خورد عشق
33
عشق مردی هست قائم گر بر و جانها برد
پاکبازی کو که باشد عاشق و هم برد عشق
44
گَرد عشق آن گاه بینی کآب رخ را کم زنی
آب رخ در باز تا روزی رسی در گرد عشق
55
خیرهسر! تا کی زنی همچون زنان لاف دروغ؟
ناچشیده شربت وصل و ندیده درد عشق
66
ای سنایی! توبه باید کردن از معنی تو را
گر بر آید موکب رندان و بردا برد عشق
Audio
Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.
Sources
Persian text source: Ganjoor
Conversation
Reader comments
Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.
Loading…

