غزل شمارهٔ 323
Poet: Sanai
Toggle stanza 1این که فرمودت که رو با عاشقان بیداد کن
این که فرمودت که رو با عاشقان بیداد کن
دوستانرا رنجه دار و دشمنان را شاد کن
حسن را بنیاد افگندی چنان محکم که هست
جز «و یبقی وجه ربک» نقش را بنیاد کن
ملک حسنت چون نخواهد ماند با تو جاودان
چند ازین بیداد خواهد بود لختی داد کن
ای عمل تقدیر کرده بر تو دوران فلک
ساعتی از عزل معزولان عالم یاد کن
پیش ما گشت زمانه خرمن غم توده کرد
خرمن غمهای ما را بر بر آتش باد کن
از برای این جهان و آن جهان ای دلربای
دست آن داری به خرما را ز هجر آزاد کن
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
چشم را در ملک خوبی شحنه بیداد کن
غمزهٔ خونخواره را بر جادُوان استاد کن
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1560
چون سکندر خانهٔ عمر از اثر آباد کن
این بنای سست پی را آهنین بنیاد کن
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 6065
پیش بنشین ساغری بستان و طبع آزاد کن
وین پرستاران معنی را، به گفتی شاد کن
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 465
Sources
Persian text source: Ganjoor

