غزل شمارهٔ 322
Toggle stanza 1ایا معمار دین اول دل و دین را عمارت کن
11
ایا معمار دین اول دل و دین را عمارت کن
پس آنگه خیز و رندان را سحرگاهی زیارت کن
22
خرابات ای خراباتی به عین عقل چون دیدی
نهان از گوشهای ما را به عین سر اشارت کن
33
بکش خط بر همه عالم ز بهر رند میخانه
زیارت رند حضرت را برو مسح و طهارت کن
44
جهان کفر و ایمان را ز سوز عشق بر هم زن
عیار نیک بر کف گیر و یک ساعت عبارت کن
55
به سیم و زر خراباتی همی با تو فرو ناید
تو با رند خراباتی به جان و دل تجارت کن
66
حرارتهای نفسانی بسوزد دینت را روزی
اگر در راه دین مردی علاج این حرارت کن
77
ز دعوی گر کله داری سنایی را کلاهی نه
ز معنی گر زیان بینی عبارت را کفارت کن
Sources
Persian text source: Ganjoor

