غزل شمارهٔ 465

Toggle stanza 1
پیش بنشین ساغری بستان و طبع آزاد کن
1

پیش بنشین ساغری بستان و طبع آزاد کن

وین پرستاران معنی را، به گفتی شاد کن

2

تخته تعلیم گردون بین و نقش در همش

خنده چون شاگرد زیرک طبع بر استاد کن

3

این رقم زشتست طرح تازه ای بر صفحه کش

وین بنا سستست قصر قایمی بنیاد کن

4

ابر ساقی از هوای سرو بر بستان گریست

عندلیبا گل گریبان می درد فریاد کن

5

عاقبت چون جای ما خاکست کار آب به

گل کز آتش می گدازد تکیه گو بر باد کن

6

در نمازم دل ز مخموری به صد جا می رود

قبله گم شد محتسب میخانه را آباد کن

7

چشم مستت شب به معبدها خرابی می کند

پارسایان را به می خوردن مبارکباد کن

8

گر نویسم شکوه می ترسم که نشناسی مرا

آن که از حالش نکردی یاد هرگز، یاد کن

9

شکر این دولت که دوران بر مراد حسن تست

باده در جام «نظیری » تا خط بغداد کن

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor