غزل شمارهٔ 2082
Toggle stanza 1امشب خیال زلف تو از چشم تر گذشت
11
امشب خیال زلف تو از چشم تر گذشت
این رشته با هزار گره زین گهر گذشت
22
چون موج دست در کمر بحر می کند
هر کس که چون حباب تواند ز سر گذشت
33
از سنگلاخ دهر دل شیشه بار من
خندان چو کبک مست ز کوه و کمر گذشت
44
حسن تو سرکش است، وگرنه ز جذب عشق
آهو عنان کشیده مرا از نظر گذشت
55
نقص بصیرت است حجاب گذشتگی
تا چشم باز کرد ز دنیا شرر گذشت
66
چون شمع با سری که به یک موی بسته است
می بایدم ز پیش نسیم سحر گذشت
77
با شوخ دیدگان نتوان هم نواله شد
طوطی ز تنگ چشمی مور از شکر گذشت
88
از سیلی خزان نشود چهره اش کبود
آزاده خاطری که چو سرو از ثمر گذشت
99
چون بلبلان ترانه من مستی آورد
هر کس خبر گرفت ز من، بیخبر گذشت
1010
صائب برون نبرد مرا وصل از خیال
فصل بهار من به ته بال و پر گذشت
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

