غزل شمارهٔ 2082

Toggle stanza 1
امشب خیال زلف تو از چشم تر گذشت
1

امشب خیال زلف تو از چشم تر گذشت

این رشته با هزار گره زین گهر گذشت

2

چون موج دست در کمر بحر می کند

هر کس که چون حباب تواند ز سر گذشت

3

از سنگلاخ دهر دل شیشه بار من

خندان چو کبک مست ز کوه و کمر گذشت

4

حسن تو سرکش است، وگرنه ز جذب عشق

آهو عنان کشیده مرا از نظر گذشت

5

نقص بصیرت است حجاب گذشتگی

تا چشم باز کرد ز دنیا شرر گذشت

6

چون شمع با سری که به یک موی بسته است

می بایدم ز پیش نسیم سحر گذشت

7

با شوخ دیدگان نتوان هم نواله شد

طوطی ز تنگ چشمی مور از شکر گذشت

8

از سیلی خزان نشود چهره اش کبود

آزاده خاطری که چو سرو از ثمر گذشت

9

چون بلبلان ترانه من مستی آورد

هر کس خبر گرفت ز من، بیخبر گذشت

10

صائب برون نبرد مرا وصل از خیال

فصل بهار من به ته بال و پر گذشت

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor