غزل شمارهٔ 2512
Poet: Saib
Toggle stanza 1هر که بال و پر چو سرو از همت والا کند
هر که بال و پر چو سرو از همت والا کند
سیر با استادگی در عالم بالا کند
از دل پرخون بود در گریه چشم من دلیر
دخل دریا ابر را در خرج بی پروا کند
کار چون افتاد شیرین، کارفرما می شود
تیشه فرهاد ممکن نیست سر بالا کند
درفشاندن گر کند تقصیر از دون همتی است
هر که احسان همچو ابر از کیسه دریا کند
منع دلهای دونیم از ناله کردن مشکل است
شق زبان خامه لب بسته را گویا کند
می کند یاد گرانجانان سبک چون برگ کاه
قاف اگر گاهی گرانی بر دل عنقا کند
می تواند کرد بر گردن فرازان سروری
هر که در هنگام ریزش خنده چون مینا کند
نیست عیب خویش دیدن کار هر نادیده ای
سرمه توفیق تا چشم که را بینا کند
این دم گرمی که من از چرب نرمی دیده ام
نخل مومین می تواند ریشه در خارا کند
شهر زندان می شود صائب به چشم وحشتم
گردبادی چون نفس را راست در صحرا کند
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
باز مخمور است دل تا بیخودی انشا کند
جام در حیرت زند ایینه را مینا کند
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1406
شور لیلی کو که باز آزایش سودا کند
خاک مجنون را غبار خاطر صحرا کند
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1408
کو جنون تا عقدهٔ هوش از سر ما واکند
وهم هستی را سپند آتش سودا کند
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1409
هر سخن سنجی که خواهد صید معنیها کند
چون زبان میباید اول خلوتی پیدا کند
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1410
پرده پوشی عشق عالمسوز را پیدا کند
پرده تبخال تب را بیشتر رسوا کند
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 2510
عشق شورانگیز اگر جا در دل خارا کند
کعبه را چون محمل لیلی جهان پیما کند
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 2511
می به جرأت در قدح در پای خم مینا کند
دخل دریا ابر را در خرج بی پروا کند
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 2513
پیش ابر نوبهاران چون صدف لب وا کند
شور غیرت زندگی را تلخ بر دریا کند
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 2514
Sources
Persian text source: Ganjoor

