غزل شمارهٔ 1409
Poet: Bedil Dehlavi
Toggle stanza 1کو جنون تا عقدهٔ هوش از سر ما واکند
کو جنون تا عقدهٔ هوش از سر ما واکند
وهم هستی را سپند آتش سودا کند
از بساط خاکدان دهر نتوان یافتن
آن قدر گردی که تعمیر شکست ما کند
بعد از این آن به که خاموشی دهد داد سخن
گوهر معنی کسی تا کی زبانفرسا کند
عجز ما را ترجمان غفلت ما کردهاند
تا همان واماندگی تعبیر خواب پا کند
برنیاید تا ابد از حیرت شکر نگاه
هرکه چون تصویر بر نقّاش چشمی واکند
بادپیمای سبکمغزیست هرکس چون حباب
ساغر خود را نگون در مجلس دریا کند
بعد عمری آن پری گرم التفات دلبریست
میروم از خود مبادا یاد استغنا کند
قیمت وصلش ندارد دستگاه کاینات
نقد ما هیچ است شاید هم به ما سودا کند
بیتکلّف صنعت معمار عشقم داغ کرد
کز شکست هر دو عالم نالهای برپا کند
بیبریها را علاجی نیست شاید چون چنار
دست برهم سودن ما آتشی پیدا کند
عبرت من چاشنی گیر از شکست عالمیست
هرچه گردد توتیا، چشم مرا بینا کند
چاره دشوار است بیدل شوخی نظاره را
شرم حسن او مگر در دیدهٔ ما جا کند
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
پرده پوشی عشق عالمسوز را پیدا کند
پرده تبخال تب را بیشتر رسوا کند
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 2510
عشق شورانگیز اگر جا در دل خارا کند
کعبه را چون محمل لیلی جهان پیما کند
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 2511
هر که بال و پر چو سرو از همت والا کند
سیر با استادگی در عالم بالا کند
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 2512
می به جرأت در قدح در پای خم مینا کند
دخل دریا ابر را در خرج بی پروا کند
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 2513
پیش ابر نوبهاران چون صدف لب وا کند
شور غیرت زندگی را تلخ بر دریا کند
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 2514
باز مخمور است دل تا بیخودی انشا کند
جام در حیرت زند ایینه را مینا کند
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1406
شور لیلی کو که باز آزایش سودا کند
خاک مجنون را غبار خاطر صحرا کند
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1408
هر سخن سنجی که خواهد صید معنیها کند
چون زبان میباید اول خلوتی پیدا کند
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1410
Sources
Persian text source: Ganjoor

