غزل شمارهٔ 2073
Toggle stanza 1ما را زبان شکوه ز جور زمانه نیست
ما را زبان شکوه ز جور زمانه نیست
یاقوت وار آتش ما را زبانه نیست
با قد خم کسی که شود غافل از خدا
در خانه کمان، نظرش بر شانه نیست
افغان که ناله من برگشته بخت را
در گوش خوابناک تو ره چون فسانه نیست
حسن تو منتهی شده و صبر من تمام
تنگ است وقت ما و تو، جای بهانه نیست
گر جرم من ز ریگ روان است بیشتر
شکر خدا که رحمت حق را کرانه نیست
چون چشم وا کنم، که به وحشی غزال من
مد نگاه گرم، کم از تازیانه نیست
شرب مدام، زندگی جاودان بود
آب حیات، غیر شراب شبانه نیست
از موج، تازیانه گلگون می بس است
حاجت به ساز کردن چنگ و چغانه نیست
افسردگی زم و زمان را گرفته است
فرقی میان پیر و جوان زمانه نیست
قانع به خاکساریم از اوج اعتبار
صائب به صدر، چشم من از آستانه نیست
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
ناوک زنی چو غمزه او در زمانه نیست
چون جان من خدنگ بلا را نشانه نیست
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 289
آزادگی، غبار در و بام خانه نیست
پرواز طایریست که در آشیانه نیست
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 791
یک آفریده از ته دل شادمانه نیست
فرقی میان پیر و جوان زمانه نیست
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 2072
Sources
Persian text source: Ganjoor

