غزل شمارهٔ 2372
Toggle stanza 1گرچه انفاس گرامی سینه صرف آه کرد
11
گرچه انفاس گرامی سینه صرف آه کرد
اینقدر شد دانه خود را جدا از کاه کرد
22
تا نگارین شد زمی دست سبو در زیر سر
دست ارباب طمع را از طلب کوتاه کرد
33
بیوداع ما سفر کردن نه از آداب بود
میتوانستیم آخر همتی همراه کرد
44
برگ را پنهان کند بسیاری بار درخت
کثرت نعمت زبان شکر را کوتاه کرد
55
رنگها در روز روشن مینماید خویش را
از سیه کاری مرا موی سفید آگاه کرد
66
با خس و خاشاک، صائب موجه دریا نکرد
آنچه با ما سادهلوحان آب زیر کاه کرد
Sources
Persian text source: Ganjoor

