Toggle stanza 1
گرچه انفاس گرامی سینه صرف آه کرد
1

گرچه انفاس گرامی سینه صرف آه کرد

اینقدر شد دانه خود را جدا از کاه کرد

2

تا نگارین شد زمی دست سبو در زیر سر

دست ارباب طمع را از طلب کوتاه کرد

3

بی‌وداع ما سفر کردن نه از آداب بود

می‌توانستیم آخر همتی همراه کرد

4

برگ را پنهان کند بسیاری بار درخت

کثرت نعمت زبان شکر را کوتاه کرد

5

رنگها در روز روشن می‌نماید خویش را

از سیه کاری مرا موی سفید آگاه کرد

6

با خس و خاشاک، صائب موجه دریا نکرد

آنچه با ما ساده‌لوحان آب زیر کاه کرد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور