غزل شمارهٔ 5204
Poet: Saib
Toggle stanza 1نیست نم در جوی من چون گردن مینای خشک
11
نیست نم در جوی من چون گردن مینای خشک
یک کف خاک است برسرمغزم از سودای خشک
22
نقطه خال پریرویی اگر مرکز شود
می توان صددور چون پرگارزد باپای خشک
33
می شود نقد حیاتش همچو قارون خرج خاک
هرکه از عقبی قناعت کرد با دنیای خشک
44
نسبت دشت ختن باوادی مجنون خطاست
لاله را خون درجگر شد مشک ازین صحرای خشک
55
نیست غیر از مغز ما سوداییان بی دماغ
زیر چرخ آبگون پیدا شود گر جای خشک
66
در سر کوی تو پایم تا به زانو در گل است
من از دریا گذشتم بارها با پای خشک
77
می رساندم پیش ازین از شیشه خالی شراب
می خلد می در دلم امروز چون مینای خشک
88
قمریان را در نظر گشته است چون سوهان روح
پیش نخل آبدارش سرو رابالای خشک
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

