Toggle stanza 1
از شش جهتم همچو شرر سنگ گرفته است
1

از شش جهتم همچو شرر سنگ گرفته است

این بار جنون سخت به من تنگ گرفته است

2

در پنجه شیرست رگ و ریشه جانم

تا شانه سر زلف تو در چنگ گرفته است

3

زان چهره گلرنگ خط سبز دمیده است؟

یا آینه بینش من زنگ گرفته است

4

ایام حیاتم شب قدرست سراسر

تا دل ز من آن طره شبرنگ گرفته است

5

خون می خلدم در جگر از رشک چو نشتر

تیغ تو ز خون که دگر رنگ گرفته است؟

6

چون گوشه نگیرم ز عزیزان، که مکرر

از آب گهر آینه ام زنگ گرفته است

7

تاب سخن سخت ز معشوق ندارد

صائب که مکرر ز هوا سنگ گرفته است

Audio

No recording yet. Be the first to share your voice.

Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.

Sources

Persian text source: Ganjoor

Conversation

Reader comments

Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.

0 / 2000 characters
Loading…