غزل شمارهٔ 2167
Toggle stanza 1هر شام ز ماه رمضان صبح امیدی است
11
هر شام ز ماه رمضان صبح امیدی است
هر روز ازین ماه مبارک شب عیدی است
22
هر آه جگرسوز که از سینه برآید
در دامن صحرای جزا سایه بیدی است
33
هر نوع شکستی که ترا روی نماید
چون موج درین بحر پر و بال جدیدی است
44
تا خلوت یوسف که صبا راه ندارد
از دیده یعقوب عجب راه سفیدی است
55
در دامن دشتی که تو می می کشی امروز
هر لاله او شمع سر خاک شهیدی است
66
صائب اگرت دیده بیدار نخفته است
در پرده شبگیر عجب صبح امیدی است
Audio
Add your recitationChoose a reciter
0:000:00
Sources
Conversation
Reader comments
Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.
Loading…

