Toggle stanza 1
نابسته رخنه نظر از هر عیان که هست
1

نابسته رخنه نظر از هر عیان که هست

از پرده جلوه گر نشود هر نهان که هست

2

هر مو زبان نکته سرایی نمی شود

تا ترک گفتگو نکند این زبان که هست

3

چندین هزار جامه بدل کرد هر حباب

دریای بیکران حقیقت همان که هست

4

باور که می کند، که ازان گنج سر به مهر

آفاق پر گهر شد و او همچنان که هست

5

از سرنوشت هر دو جهان سربرآورد

خود را اگر کسی بشناسد چنان که هست

6

سنگ نشان به کعبه رسانید حاج را

حق را نیافتی تو به چندین نشان که هست

7

کار جهان چنان که تو خواهی اگر شود

ایمان نیاوری به خدای جهان که هست

8

صائب چسان به حمد تو رطب اللسان شود؟

ای عاجز از ثنای تو هر نکته دان که هست

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 2021 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood