غزل شمارهٔ 2021
Toggle stanza 1نابسته رخنه نظر از هر عیان که هست
11
نابسته رخنه نظر از هر عیان که هست
از پرده جلوه گر نشود هر نهان که هست
22
هر مو زبان نکته سرایی نمی شود
تا ترک گفتگو نکند این زبان که هست
33
چندین هزار جامه بدل کرد هر حباب
دریای بیکران حقیقت همان که هست
44
باور که می کند، که ازان گنج سر به مهر
آفاق پر گهر شد و او همچنان که هست
55
از سرنوشت هر دو جهان سربرآورد
خود را اگر کسی بشناسد چنان که هست
66
سنگ نشان به کعبه رسانید حاج را
حق را نیافتی تو به چندین نشان که هست
77
کار جهان چنان که تو خواهی اگر شود
ایمان نیاوری به خدای جهان که هست
88
صائب چسان به حمد تو رطب اللسان شود؟
ای عاجز از ثنای تو هر نکته دان که هست
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

