غزل شمارهٔ 6907
Toggle stanza 1ای غنچهلب که سر به گریبان کشیدهای
ای غنچهلب که سر به گریبان کشیدهای
در پردهای و پرده عالم دریدهای
برق سبکعنانی و کوه گران رکاب
در هیچ جا نه و همه جا آرمیدهای
تمکین لفظ و شوخی معنی است در تو جمع
در جلوهای و پای به دامن کشیدهای
صد پیرهن غریبتر از یوسفی به حسن
در مصر ساکنی و به کنعان رسیدهای
چشم بد از تو دور که چون طفل اشک من
هر کوچهای که هست به عالم، دویدهای
در پله غرور تو دل گرچه بیبهاست
ارزان مده ز دست که یوسف خریدهای
غیر از نگاه عجز که از دور میکند
ای سنگدل ز صائب مسکین چه دیدهای؟
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
دور از بساط وصل تو ماییم و دیدهای
چون شمع کشته داغ نگاه رمیدهای
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2646
ماییم و گرد هستی حرمان دمیدهای
چون صبح آشیانهٔ رنگ پریدهای
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2648
از من جدا مشو که توام نور دیدهای
آرام جان و مونس قلب رمیدهای
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 424
ای آن که مر مرا تو به از جان و دیدهای
در جان من هر آنچ ندیدم تو دیدهای
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2972
ای کوه بیستون که چنین سرکشیدهای
بازوی آهنین مرا دور دیدهای!
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 6906
Sources
Persian text source: Ganjoor

