غزل شمارهٔ 2646
Toggle stanza 1دور از بساط وصل تو ماییم و دیدهای
دور از بساط وصل تو ماییم و دیدهای
چون شمع کشته داغ نگاه رمیدهای
شد نو بهار و ما نفشاندیم گرد بال
در سایهٔ گلی به نسیم وزیدهای
ما حسرت انتخاب صباییم از محیط
کنج دلی و یک نفس آرمیدهای
در حیرتم به راحت منزل چسان رسد
راهی به چشم آبلهٔ پا ندیدهای
محمل کشان عجز رسا قطع کردهاند
صد دشت وره امید، به پای بریدهای
اشکم نیاز محفل ناز تو میکشد
آیینه داری از دل حسرت چکیدهای
آخر به پاس راز وفا تیغها کشید
چون صبح بر سرم نفس ناکشیدهای
دارم دلی به صد تپش آهنگی جنون
یک اشک وار تا به چکیدن رسیدهای
میبایدم ز خجلت اعمال زیستن
نومیدتر ز زنگی آیینه دیدهای
بیدل ز کشتزار تمناست حاصلم
تخم دلی به سعی شکستن دمیدهای
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
از من جدا مشو که توام نور دیدهای
آرام جان و مونس قلب رمیدهای
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 424
ای آن که مر مرا تو به از جان و دیدهای
در جان من هر آنچ ندیدم تو دیدهای
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2972
ای کوه بیستون که چنین سرکشیدهای
بازوی آهنین مرا دور دیدهای!
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 6906
ای غنچهلب که سر به گریبان کشیدهای
در پردهای و پرده عالم دریدهای
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 6907
ماییم و گرد هستی حرمان دمیدهای
چون صبح آشیانهٔ رنگ پریدهای
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2648
Sources
Persian text source: Ganjoor

