غزل شمارهٔ 6974
Toggle stanza 1افتاده کار ما را با یار شوخ و شنگی
11
افتاده کار ما را با یار شوخ و شنگی
در جنگ دیر صلحی در صلح زود جنگی
22
عقل مرا سبک کرد درد مرا گران ساخت
چشم تمام خوابی رخسار نیمرنگی
33
ما را به یک نوازش بستان ز دست عالم
آخر گران نگردد دیوانه ای به سنگی
44
از صلح و جنگ عالم آسوده ایم و فارغ
ما را که هست با خود هر لحظه صلح و جنگی
55
از خود برون دویدیم دیوانه وار صائب
هر طفل را که دیدیم در دست داشت سنگی
Sources
Persian text source: Ganjoor

