غزل شمارهٔ 6975
Poet: Saib
Toggle stanza 1اکسیر شادمانی است خاک دیار طفلی
11
اکسیر شادمانی است خاک دیار طفلی
بازیچه ای است عشرت از رهگذار طفلی
22
شیرافکنان غم را در چشم خاک ریزد
بر هر طرف که تازد دامن سوار طفلی
33
در عالم مکافات هرباده را خماری است
تلخی زندگانی باشد خمار طفلی
44
در برگریز پیری شد رخنه های آفت
هر خنده ای که کردیم در نوبهار طفلی
55
خطی کشید بر خاک گردون کینه پرور
هر جلوه ای که کردیم در روزگار طفلی
66
شد از فشار گردون موی سفید و سرزد
شیری که خورده بودیم در روزگار طفلی
77
هر چند گرد پیری بر رخ نشست ما را
مشغول خاکبازی است دل بر قرار طفلی
88
شد عمر و خارخارش در دل هنوز باقی است
هر چند بوده ده روز صائب بهار طفلی
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

