Toggle stanza 1
افتاده کار ما را با یار شوخ و شنگی
1

افتاده کار ما را با یار شوخ و شنگی

در جنگ دیر صلحی در صلح زود جنگی

2

عقل مرا سبک کرد درد مرا گران ساخت

چشم تمام خوابی رخسار نیمرنگی

3

ما را به یک نوازش بستان ز دست عالم

آخر گران نگردد دیوانه ای به سنگی

4

از صلح و جنگ عالم آسوده ایم و فارغ

ما را که هست با خود هر لحظه صلح و جنگی

5

از خود برون دویدیم دیوانه وار صائب

هر طفل را که دیدیم در دست داشت سنگی

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور