غزل شمارهٔ 114

Toggle stanza 1
نیست فرق از تن دل افسرده خودکام را
1
نیست فرق از تن دل افسرده خودکام را
رنگ برگ خویش باشد میوه های خام را
2
با تهی چشمان چه سازد نعمت روی زمین؟
خاک نتوانست کردن سیر چشم دام را
3
هر که از روز سیاه نامداران غافل است
می پذیرد چون عقیق از ساده لوحی نام را
4
خواهش بی جا مرا محروم کرد از فیض عشق
برنمی دارد کریم از سایلان ابرام را
5
عارفان دل را سفید از نقش هستی کرده اند
رنگ داغ عیب باشد جامه احرام را
6
ناصح از بیهودگی آبروی خویش برد
بوی خون آید ز افغان مرغ بی هنگام را
7
شور بختی تلخکامان را به اصلاح آورد
جز نمک درمان نباشد تلخی بادام را
8
فکر صید خلق دارد زاهدان را گوشه گیر
خاکساری پرده تزویر باشد دام را
9
خو به مردم کرده را صائب جدایی مشکل است
دامن صحراست زندان صیدهای رام را

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

بوی وصلت‌گر ببالاند دل ناکام را

صحن این‌کاشانه زیر سایه‌گیرد بام را

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 108

در طلب تا چند ریزی آبروی‌کام را

یک سبق شاگرد استغناکن این ابرام را

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 109

کی بود سیری ز ناز آن نرگس خودکام را

باده پیمایی‌گرانی نیست طبع جام را

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 110

من که خدمت کرده ام رندان درد آشام را

کی شمارم پخته وضع زاهدان خام را

JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 40

ساقیا دل شد پر از تیمار پر کن جام را

بر کف ما نه سه باده گردش اجرام را

SanaiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 13

ساقیا دانی که مخموریم در ده جام را

ساعتی آرام ده این عمر بی آرام را

SanaiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 14

گل نزد آبی بر آتش بلبلِ خودکام را

نیست غیر از ناامیدی حاصلی ابرام را

SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 112

نیست از روی زمین سیری دل خود کام را

حرص می گردد زیاد از خاک، چشم دام را

SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 113

کرده‌ام بر خود گوارا تلخیِ دشنام را

دیده‌ام در عینِ ناکامی جمالِ کام را

SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 115

نیست از دردِ غریبی چون گهر پروا مرا

بِستر از گَردِ یتیمی بود در دریا مرا

SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 117

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor