غزل شمارهٔ 3289
Toggle stanza 1دل سنگین ترا هر که به انصاف آرد
11
دل سنگین ترا هر که به انصاف آرد
می تواند به توجه پری از قاف آرد
22
هر که در پرده خورد خون جگر همچو غزال
ای بسا نافه سربسته که از ناف آرد
33
هرکه چون بحر تواند گهر از لب ریزد
به لب خود چه ضرورست کف لاف آرد؟
44
عشق پاک آینه چهره معشوق بود
مهر را صبح برون از نفس صاف آرد
55
بی اجل یاد کسی خلق به نیکی نکنند
مرگ این طایفه را بر سر انصاف آرد
66
غنچه می داشت اگر درد سخن، می بایست
بلبلان را به سراپرده الطاف آرد
77
صائب از کلک شکربار دل عالم برد
طوطیان را نتوانست به انصاف آرد
Sources
Persian text source: Ganjoor

