Toggle stanza 1
کلفت از سینه می ناب برون می آرد
1

کلفت از سینه می ناب برون می آرد

گرد ازین غمکده سیلاب برون می آرد

2

شانه گر غور در آن زلف گرهگیر کند

تا قیامت دل بیتاب برون می آرد

3

هرکه از حلقه آن زلف برآرد دل را

کشتی خویش ز گرداب برون می آرد

4

شمع را شوق تماشای تو در بزم شراب

شب آدینه ز محراب برون می آرد

5

در حریمی که لب لعل تو میکش باشد

قدح از خویش می ناب برون می آرد

6

ساده لوحی که ز گردون به کجی خواهد کام

گوهر از بحر به قلاب برون می آرد

7

هر که عریان شود از جامه هستی چو کتان

سر ز پیراهن مهتاب برون می آرد

8

غیر دندان تو در دایره هستی نیست

آسیایی که ز خود آب برون می آرد

9

جذبه خون من از شوق شهادت صائب

تیغ از پنجه قصاب برون می آرد

Sources

Persian text source: Ganjoor