غزل شمارهٔ 4062
Toggle stanza 1داغی که کوه را جگر گرم لاله کرد
11
داغی که کوه را جگر گرم لاله کرد
گردون سنگدل به دل ما حواله کرد
22
هرکس که راه برد به کم عمری بهار
چون لاله صاف ودرد جهان یک پیاله کرد
33
لیلی به این گنه که به مجنون گرفت انس
خاک سیه به کاسه چشم غزاله کرد
44
رخسار همچو ماه تو گلگل شد از شراب
هر حلقه ای ز زلف ترا همچو هاله کرد
55
هر پاره از دلم به جهانی فکند آه
این طفل باددست چه با این رساله کرد
66
درد هزار ساله ما را به یک نفس
پیر مغان دوا به شراب دوساله کرد
77
دولت همان به سایه من فخر می کند
قسمت مرا اگر به سگان هم نواله کرد
88
صائب نمی خورد جگر از فکر برگ عیش
هرکس به درد و داغ قناعت چو لاله کرد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

